تبليغاتX
همچون کوچه ای بی انتها - آسمان
گه گاهی که می گذرد.. غافل از اینکه چه شب ها و روزهایی را با شعار"بگشای در...دلتنگم" گذراندم...

                                    چه خواسته هایی که طلب نکردم....

من در جستجوی گل سرخ بودم...آرام، ولی بیقرار...در آسمان سفر کردم..هیچ کس نبود..همه مردم شهر در خواب بودن....هوا تاریک تاریک و من بر فراز کوههایی بودم که تمام شهر انجا پیدا بود...

        شهر پرنور ولی بی صدا.....و من با خویشتنم بودم و بس......

      و نمی دانستم که آسمان همیشگی است..نورهمیشه است..و آسمان مال من بوده و است.....

+ نوشته شده در پنجشنبه 10 بهمن1387ساعت 7:50 قبل از ظهر توسط الهه رهبر |