دانی که بی تو هیچ کسم!!!
صدای من: ای جان زندگانی،حاجت ما عفو است و مهربانی
این روزا خیلی سخت مشغول شدم ..به عبارتی خودم ،خودمو سخت مشغول کردم.و خودم خواستم از روی بیکاری برم سمت پر کاری ...کلاس و درس و استاد و ورزش و هنر و
حیف که فقط نتونستم برم کلاس نویسندگی...ایشالله بعد کنکور.... (که البته تا بهمن ماه،کی مرده کی زنده)
راستی اومدم یه خبر بدم و اون اینکه تصمیم گرفتم به وبلاگم یه سر و سامونی بدم ..
تا خوانندگان هم به فیض برسن...
صدای من و صدای او....که قرار تا ابد بمونه و ...
صدای او: به راستی منم،خداوندی که فرمانروا،پاک،نجات دهنده،پناه دهنده،نگاه دارنده،گرامی ،
مقتدر و والا مقام است.
+
نوشته شده در پنجشنبه 30 خرداد1387ساعت 11:9 بعد از ظهر توسط الهه رهبر
|
ایام سالگرد معلم شهید دکتر علی شریعتی است. سلام دکتر...... " گم نامی و تنهایی دو دوست هم دم و هم پیمان من هستند.و می دانید که باهمه ایمانی که به سرنوشت مردم دارم .هرگز دلهره این را نداشتم که مرا چگونه می شناسند.و از من چه می گویند.زیرا نه به خودم اهمیت میدهم که وسوسه آن را داشته باشم که مرا درست بشناسند و نه به بینش و فهم خودم اعتقادی دارم. که مرا چگونه خواهند دید و خواهند یافت.و همیشه به سرنوشت مردم می اندیشم نه به نظرشان" دکتر علی شریعتی پروردگارم ،مهربان من
از دوزخ این بهشت، رهایی ام بخش!
در اینجا هر درختی مرا قامت دشنامی است
و هر زمزمه ای بانگ عزایی
و هر چشم اندازی سکوت گنگ و بی حاصلی ...
در هراس دم می زنم
در بی قراری زندگی می کنم
و بهشت تو برای من بیهودگی رنگینی است
من در این بهشت ،
همچون تو در انبوه آفریده های رنگارنگت تنهایم.
"تو قلب بیگانه را می شناسی ، که خود در سرزمین وجود بیگانه بودی"
"کسی را برایم بیافرین تا در او بیارامم"
دردم ، درد "بی کسی" بود
+
نوشته شده در چهارشنبه 29 خرداد1387ساعت 12:23 بعد از ظهر توسط الهه رهبر
|
خودش آفرید: خودش نامید:"انسان"....."تاج کرامت"......."انسان"......."اشرف مخلوقات"
اونوقت چرا این اشرف مخلوقات باید احساس دلتنگی بکنه ؟
احساس بی کسی .... الهه کجای کاری؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بیدار شو ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
از این خواب چند ماهه بیدار شو.... خودت را پیدا کن ...تو کیستی ؟؟تو انسانی ؟ اشرف مخلوقات؟ بودی؟ یا هستی؟ خودتو پیدا کن؟چرا غریبم؟ چرا احساس بیگانگی از خودم دارم ؟ چون هنوز خودموو پیدا نکردم خودتو گم کردی که احساس می کنی خدا از تو دوره .....
از غربت خودت می نالی ....
نه از دوری خدا با خودت ..................... چرا دنبال حرام رفتی؟ چرا؟؟؟؟ یه برگشت .....یه برگشت دوباره؟؟؟؟ به امید بخشش...... آمین این روزا حال خوشی ندارم /قطعا همش به خاطر کارای خودمه /به خاطر اشتباهات پی در پی گذشته...به خاطر بد بودن هام از همین الان :
1- نماز اول وقت تحت هر شرایطی
2- دروغ تحت هر شرایطی ممنوع
3 - غیبت ممنوع
4 - ناراحت کردن دیگران ممنوع
5 - گناه ممنوع
6 - احترام به پدر و مادر واجب
7 - مهربانی با خلق خدا
دوستت دارم .....به امید اینکه دوستم بداری
عبادت می کنم باشد که یادم کنی اگر مرا نبخشی ..
اگر از من نگذری .....
وای بر من !!!!!!!!!!!!! دوستم نداری؟ یادم نمی کنی؟
باکی نیست .....چنانکه همیشه تنها معبود من خواهی بود ......
و به این رسیدم که جز تو هیچ کس را ندارم ....
مهربانترین خالق ..مرا به درگاهت بپذیر.
خداوندا تو را بنده دگر بسیار است .اگر مرا نبخشی چکنم ؟؟؟که مرا خدای دیگری نیست
+
نوشته شده در دوشنبه 27 خرداد1387ساعت 11:57 قبل از ظهر توسط الهه رهبر
|
"لیلی نام تمام دختران زمین است"
و
"مجنون نام تمام پسران زمین نیست"
+
نوشته شده در دوشنبه 27 خرداد1387ساعت 10:37 قبل از ظهر توسط الهه رهبر
|
تا حالا شده احساس کنی تو اوج تنهایی یکی هست که صداتو میشنوه /یکی هست که با لاخره برای اخرین بار هم که شده دستتو می گیره
یکی هست که بازم گناهاتو می بخشه /یکی هست که تو رو به خودت بر می گردونه
یکی هست که از همه بهت نزدیکتره
یکی هست که همیشگی است.یکی هست که دوست داشتنی ترین / مهربانترین /بی نظیر ترین /فوق العاده ترین خالق تو است.
ای کاش روزهایی که دراوج گمراهی بودیم و ناگاه به دادمان رسید
را هرگز فراموش نکنیم
ای کاش می دونستیم چه آفریننده بی نظیری داریم
ای کاش بنده خوبی بودیم و قدر دان نعمتهایش ....
ای کاش هرگز محبتش را فراموش نمی کردیم ...و روزهای سختی که برای ما آسان کرد را از یاد نبریم
ای کاش این آیه را هرگز فراموش نکنیم:
" و عسی ان تکرهوا شیئا و هو خیر لکم ،و عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم
و الله یعلم و انتم لا تعلمون"
بسی چیزی را خوش نمی دارید و آن برای شما خوب است ،و بسی چیزی را دوست می دارید و
آن برای شما بد است ،و خدا می داند و شما نمیدانید"
+
نوشته شده در شنبه 25 خرداد1387ساعت 12:50 بعد از ظهر توسط الهه رهبر
|
نه چشم دل ،به سویی نه باده در گلویی
که تر کنم گلویی به یاد آشنا ،من
ستاره ها نهفته اند در آسمان ابری
دلم گرفته ای دوست ،هوای گریه با من
نبسته ام به کس دل
نبسته کس به من دل
چو تخته پاره بر موج
رها ،رها ،رها من
خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
آدما چه قدر نمک نشناسند.چه قدر بی معرفتن/چه قدر دنبال منافع خودشونن/ چه قدر نامردن .........
خدایا فقط خود خودتی که اخر مرام و معرفتی
الهی قربونت برم که همیشه و هر جا دست من و گرفتی و با من بودی
منو ببخش بابت هر بدی که به تو و بیشتر از همه به خودم کردم
دوستت دارم بیشتر از هر احدی
خوشحالم که به الهه قبل برگشتم
خوشحالم خودمو پیدا کردم
همه رو مدیون تو هستم
یا" ستار العیوب"
"یا غفار الذنوب"
+
نوشته شده در چهارشنبه 22 خرداد1387ساعت 8:38 قبل از ظهر توسط الهه رهبر
|
به نام خدای فاطمه
عاشق منم که یار به حالم نظر نکرد
ای خواجه درد هست ولیکن طبیب نیست
آسمان تاریک شده .هوا بد جوری گرفته ساعت 3 نیمه شبه .چراغهای شهر روشنه ،اما نمیدونم
حس تاریکی دارم .
رادیو را روشن می کنم ..
حرف از علی و فاطمه است...مجری مدام می گوید فاطمه ،فاطمه است....
سوال برنامه این بود که چرا به حضرت زهرا لقب "ام ابیها "داده اند.داشتم به این فک می کردم
که این چه دختری بوده که "مادر پدر" صدایش می زدند....
ناگهان رفتم مدینه ...بین الحرمین ....بقیع......
حیف که هیچ نشانی از زهرا نداشتم...و سر در گم بین بقیع و گنبد خضرا......
خدایا به حق فاطمه کمکم کن
تا غیر از تو هیچ کس را صدا نزنم
تا توکلم را از دست ندهم
تا آنچه را که تو دیر می خواهی زود نخواهم
خدابا به فاطمه بگو هوای دخترش را داشته باشد
این شبا همه جا حرف از عشق علی و فاطمه است........عشقی که انها را به اوج رساند
خدایا می خواهم فاطمه گونه باشم تا علی را به من هدیه کنی تا به اوج برسم......
ای کاش مرغ جان بپرد ز آشیانه ام
ای کاش.............
زهرا تو رفتی از غم محنت رها شدی
من بی تو ،چون پرنده گم کرده لانه ام
بعد از تو درد دل به که گویم
که همچو تو باشد شریک درد دل محرمانه ام
پروانه وار بال و پرم سوخت ای عجب
کس با خبر نشد ز شرار شبانه ام
+
نوشته شده در شنبه 18 خرداد1387ساعت 10:27 قبل از ظهر توسط الهه رهبر
|
عبور جاده ها ،بی تو برام یه درده
بدون که بی تو بودن برام تا حد مرگه
خدای مهربونم، میخوام بگم بی پرده
این طرف قلب من نمیدونی چه سرده
عشق تو که با من ببین چه ها نکرده
اون با لابا لاهاخدا جون شاید شهر فرنگه
هر چی که هست عشق تو که واسم خیلی خیلی قشنگه
نمی رسم به اونجا ، با این فشار نرده
21 خرداد 86
+
نوشته شده در پنجشنبه 16 خرداد1387ساعت 2:25 بعد از ظهر توسط الهه رهبر
|

تنها هستم
تنها تر از همیشه شاید به دنبال کسی می گردم که مرا از این تنهایی نجات دهد شاید دنبال کسی می گردم که از نگاهش محبت بریزد و از صدایش آرامش..... چشم در ماه دوخته بودم که از آسمان صدایم کرد:............... "حی علی الصلوه"
+
نوشته شده در پنجشنبه 9 خرداد1387ساعت 10:40 قبل از ظهر توسط الهه رهبر
|
+
نوشته شده در سه شنبه 7 خرداد1387ساعت 4:23 بعد از ظهر توسط الهه رهبر
|
چه روزایی که دستامو به سوی آسمون بردم
واسه یک قطره بارون فقط ابرا رو می شمردم
+
نوشته شده در شنبه 4 خرداد1387ساعت 11:44 قبل از ظهر توسط الهه رهبر
|