خداوندا
چطور بنویسم وقتی ...هر شب صدای ناله کودکان بی گناه در گوشم سنگینی می کند . کودکانی که روزی در بستر خود به راحتی آرمیده بودند اماااا حال باید این سو و آن سو به دنبال پدر و مادر خود باشند . و جلوی چشمانشان ویرانی خانه شان را ببینند . این چه عدالتی است
از چه بنویسم ..دگر برای چه شعر بسرایم .....
براستی چرا؟ آنها تغاص چه را با ید بدهند . نمی توانم بفمم آخر این چه دنیایی است تا یه کی با ید تحمل این همه نا مردی را کرد .....
فقط نگاه ... و باز هم سکوت ....
چشمانت را ببند .... باز کن.... اینجا زمین است نمی دانم!
+
نوشته شده در یکشنبه 1 مرداد1385ساعت 8:47 بعد از ظهر توسط الهه رهبر
|